ريشه‌ يكي‌ از اندامهاي‌ اصلي‌ گياه‌ است‌ و عموماً درون‌ خاك‌ قرار دارد. خاك‌ خوب‌ عناصر كاني‌ مورد استفاده‌ گياه‌ را فراهم‌ مي‌كند. نقش‌ اصلي‌ ريشه‌ در زندگي‌ گياه‌، جذب‌ آب‌ و مواد كاني‌ و نگاهداري‌ گياه‌ است‌ به‌ علاوه‌ ريشه‌ كليه‌ گياهان‌ معمولاً مقداري‌ مواد غذايي‌ را، حداقل‌ براي‌ زماني‌ كوتاه‌، در خود ذخيره‌ مي‌كنند. ريشه‌ علاوه‌ بر سه‌ نقش‌ جذب‌ آب‌ و مواد كاني‌، نگاهداري‌ گياه‌، و اندوختن‌ مواد، عمل‌ هدايت‌ مواد غذايي‌ و آب‌ را نيز عهده‌دار است‌. آب‌ و نمكهاي‌ كاني‌ كه‌ از خاك‌ جذب‌ شده‌اند، به‌ ساقه‌ و از آنجا به‌ برگ‌ و ديگر اندامهاي‌ گياه‌، كه‌ در بالاي‌ سطح‌ خاك‌ قرار دارند، هدايت‌ مي‌شوند. مواد آلي‌ ساخته‌ شده‌ در برگها نيز از طريق‌ ساقه‌ به‌ ريشه‌ اصلي‌ حمل‌ مي‌شود و سپس‌ از ريشه‌ اصلي‌ به‌ ريشه‌هاي‌ فرعي‌ و بالاخره‌ به‌ بافتهاي‌ زاينده‌ كوچكترين‌ ريشه‌ها مي‌رسد.

 

ريشه‌ داراي‌ ويژگيهاي‌ زير است‌:

 1ـ كلاهكي‌ كه‌ نوك‌ آن‌ را محافظت‌ مي‌كند و بدون‌ بشره‌ حقيقي‌ است‌ چنين‌ بخشي‌ در ساقه‌ وجود ندارد.

 2ـ وجود تارهاي‌ كشنده‌ كه‌ آب‌ و نمكهاي‌ كاني‌ را جذب‌ مي‌كند.

 3ـ دستجات‌ چوب‌ و آبكش‌ نخستين‌ كه‌ به‌ صورت‌ متناوب‌ در كنار يكديگر قرار مي‌گيرند.

 4ـ رشد چوب‌ نخستين‌ «برون‌ مركزي‌  » است‌: يعني‌: تمايز آن‌ از سمت‌ خارج‌ به‌ طرف‌ داخل‌ صورت‌ مي‌گيرد.

 5ـ فاقد روزنه‌ است‌ و انشعابات‌ آن‌ از دايره‌ محيطيه‌ منشأ مي‌گيرند.

 6ـ ساختار پسين‌ در دو لپه‌ايها و بازدانگان‌ همانند ساختار پسين‌ ساقه‌ است‌.

توازن‌ بين‌ ريشه‌، ساقه‌ و برگهاي‌ گياه‌

 در هر گياه‌، بين‌ مقدار ريشه‌ و ساقه‌ و برگها بايد توازني‌ برقرار باشد. اين‌ توازن‌ به‌ ويژه‌ از نظر مجموع‌ سطح‌ برگ‌ و مجموع‌ سطح‌ ريشه‌ حائز اهميت‌ است‌. به‌ عبارت‌ ديگر، بين‌ ساخته‌ شدن‌ هيدراتهاي‌ كربن‌ توسط‌ برگها و جذب‌ آب‌ و مواد كاني‌ به‌ وسيلة‌ ريشه‌ بايد توازني‌ حفظ‌ شود. هرقدر مجموع‌ سطح‌ برگها بيشتر باشد، نور بيشتري‌ از خورشيد دريافت‌ مي‌شود و در نتيجه‌ انرژي‌ نوري‌ بيشتري‌ براي‌ ساخته‌ شدن‌ هيدراتهاي‌ كربن‌ جذب‌ مي‌گردد. همچنين‌ هرچه‌ سطح‌ ريشه‌ بيشتر باشد، آب‌ و مواد كاني‌ بيشتري‌ از خاك‌ جذب‌ مي‌شود.

 

ريشه‌ها ممكن‌ است‌ متناسب‌ با نقشي‌ كه‌ ايفا مي‌كنند تغيير شكل‌ يابند كه‌ مهمترين‌ آنها عبارت‌اند از:

 1. ريشه‌هاي‌ ذخيره‌اي‌   (غده‌اي‌)

2. ريشه‌هاي‌ كوتاه‌ شده‌

3. ميكوريز.

 4. ريشه‌هاي‌

 5. ريشه‌هاي‌ هوايي‌

 6. ريشه‌هاي‌ انگلي‌   (مكنده‌)

 7. ريشه‌هاي‌ تنفسي‌

آرايش‌ بافتهاي‌ نختسين‌ در ريشه‌

 -كلاهك ‌كلاهك‌ در نوك‌ قرار دارد و پرومريستم‌   (پيش‌ مريستم‌) را حفظ‌ مي‌كند، در ضمن‌ باعث‌ سهولت‌ نفوذ ريشه‌ به‌ درون‌ خاك‌ مي‌شود.

 -بشره‌ بشره‌، كه‌ تارهاي‌ كشنده‌ بخشي‌ از آن‌ است‌، از لايه‌هاي‌ يك‌ ياخته‌اي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ با اين‌ حال‌ موارد استثنايي‌ ديده‌ مي‌شود.

پوست‌ پوست‌ ريشه‌ كه‌ از پوست‌ ساقه‌ ضخيمتر است‌، از مريستم‌ اصلي‌ به‌ وجود مي‌آيد. در بيشتر دولپه‌ايها و بازدانگان‌، پوست‌ بيشتر از ياخته‌هاي‌ پارانشيمي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌.

 

اگزودرم‌ (برون‌ پوست‌)

 ديواره‌ ياخته‌اي‌ لايه‌ زير بشره‌ در بسياري‌ از گياهان‌ چوب‌ پنبه‌اي‌ مي‌شود. در اين‌ صورت‌ اگزودرم‌ به‌ صورت‌ بافت‌ محافظ‌ تشكيل‌ مي‌گردد. اگزودرم‌ از نظر ساختاري‌ و سيتوشيميايي‌ شبيه‌ آندودرم‌ است‌. ياخته‌هاي‌ اگزودرم‌ حتي‌ پس‌ از رشد كامل‌، پروتوپلاست‌ زنده‌ دارند. ضخامت‌ اگزودرم‌ از يك‌ تا 3 لايه‌ متغير است‌.

آندودرم‌ (درون‌ پوست‌)

 آخرين‌ لايه‌ دروني‌ پوست‌ كه‌ از يك‌ رديف‌ ياخته‌هاي‌ مشخص‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ آندودرم‌ نام‌ دارد و يكي‌ از ويژگيهاي‌ ساختاري‌ ريشه‌ است‌. اين‌ ياخته‌ها به‌ شكل‌ مكعب‌ مستطيل‌ و كاملاً به‌ هم‌ فشرده‌اند. سطوح‌ دروني‌ و بيروني‌ آنها سلولزي‌ است‌ اما در سطوح‌ ديگرشان‌ نوار ضخيمي‌ از جنس‌ چوب‌ پنبه‌ يا كوتين‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ همانند قاب‌ يا كمربندي‌ به‌ دور ياخته‌ قرار دارد (نوار كاسپاري‌  ). قابهاي‌دوياخته‌ مجاور كاملاً به‌هم‌ اتصال‌دارند . برخي‌ معتقدند كه‌ نوار كاسپاري‌ از ليگنين‌ يا چوب‌ پنبه‌ يا هر دو ساخته‌ شده‌ است‌. سيتوپلاسم‌ ياخته‌هاي‌ آندودرمي‌ به‌ نوار كاسپاري‌ طوري‌ چسبيده‌ است‌ كه‌ در اثر مواد پلاسموليز كننده‌   نيز به‌ آساني‌ جدا نمي‌شود.

دايره‌ محيطيه‌

 در مراحل‌ نخستين‌ تشكيل‌ استوانه‌ مركزي‌ از پروكامبيوم‌ يك‌ لايه‌ ياخته‌ پارانشيمي‌ از قسمت‌ بيروني‌ آن‌ تنوع‌ حاصل‌ مي‌كند و به‌ صورت‌ دايره‌ محيطيه‌ ظاهر مي‌شود. دايره‌ محيطيه‌ به‌ عنوان‌ نوعي‌ بافت‌ مريستمي‌ نامشخص‌ تا آغاز ساختار پسين‌ در ريشه‌ به‌ فعاليت‌ خود ادامه‌ مي‌دهد و ريشه‌هاي‌ جانبي‌ توليد مي‌كند. ياخته‌هاي‌ ويژه‌اي‌ از آن‌ كامبيوم‌ آوندي‌ و ياخته‌هاي‌ ديگر آن‌، كامبيوم‌ چوب‌ پنبه‌اي‌ را به‌ وجود مي‌آورند.

در نهاندانگان‌، دايره‌ محيطيه‌ معمولاً يك‌ لايه‌ است‌، اما در بسياري‌ از تك‌ لپه‌ايها از چند لايه‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. دايره‌ محيطيه‌ در بازدانگان‌ متشكل‌ از چند لايه‌ است‌.

استوانه‌ مركزي‌

 استوانه‌ مركزي‌ از بقيه‌ ياخته‌هاي‌ قسمت‌ دروني‌ پروكامبيوم‌ به‌ وجود مي‌آيد و بخش‌ مركزي‌ ريشه‌ را اشغال‌ مي‌كند. استوانه‌ مركزي‌ در پوست‌ ريشه‌ مشخصتر از ساقه‌ است‌، زيرا آندودرم‌ در ريشه‌ رشد بيشتري‌ دارد. با توجه‌ به‌ اينكه‌ مريستم‌ اصلي‌ دروني‌، بر خلاف‌ ساقه‌، در ريشه‌ وجود ندارد، بافت‌ پارانشيم‌ نامنظم‌ در مركز (مغز) ريشه‌ گياهان‌ دولپه‌اي‌ ديده‌ نمي‌شود.اما در ريشه‌ گياهان‌ تك‌ لپه‌اي‌ ممكن‌ است‌ تشكيل‌ گردد.

از آنجا كه‌ دايره‌ محيطيه‌ و استوانة‌ مركزي‌ هر دو از پروكامبيوم‌ به‌ وجود مي‌آيند، به‌ مجموع‌ اين‌ دو قسمت‌ استل‌   نيز مي‌گويند.

ساختار پسين‌ ريشه‌

 نمو قطري‌ ريشه‌ مربوط‌ به‌ فعاليت‌ دو لايه‌ زاينده‌ كامبيوم‌ و فلوژن‌ است‌. نحوه‌ تشكيل‌ كامبيوم‌ آوندي‌ بدين‌ ترتيب‌ است‌ كه‌: 1) پس‌ از كامل‌ شدن‌ رشد نخستين‌، پروكامبيوم‌ بين‌ انشعابات‌ آوندهاي‌ چوبي‌ نخستين‌ و آوندهاي‌ آبكشي‌ نخستين‌ باقي‌ نمي‌ماند، بلكه‌ به‌ صورت‌ قطعات‌ جدا از هم‌ است‌ و بخشي‌ از كامبيوم‌ آوندي‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. 2) ياخته‌هاي‌ دايره‌ محيطيه‌ كه‌ بر روي‌ قسمت‌ خارجي‌ انشعابات‌ آوندهاي‌ چوبي‌ قرار دارند، به‌ ياخته‌هاي‌ مريستمي‌ تبديل‌ مي‌شوند.

برگ‌ بازدانگان‌

 برگ‌ اكثر بازدانگان‌ سوزني‌ (كاج‌) يا پولك‌ مانند (سرو) است‌. برگهاي‌ سوزني‌ فقط‌ يك‌ رگبرگ‌ دارند و به‌ نوك‌ تيزي‌ ختم‌ مي‌شوند. اشكال‌ ديگر برگ‌ نيز در بازدانگان‌ وجود دارند. پهنك‌ برگ‌ در ژنگگو پهن‌، در سيكاس‌   شبيه‌ نخلها و در گنه‌توم‌ شبيه‌ به‌ برگ‌ دولپه‌ايهاست‌.

آرايش‌ جوانه‌ برگ‌ يا برگ‌ روي‌ ساقه‌

 آرايش‌ جوانه‌ برگ‌ يا برگ‌ گياهان‌ گلدار روي‌ ساقه‌ داراي‌ نظم‌ معيني‌ است‌ كه‌ در اصطلاح‌ آن‌ را فيلوتاكسي‌   نامند. چنانكه‌ گفته‌ شد، برگها در محل‌ گره‌ها به‌ ساقه‌ متصل‌اند. در بعضي‌ موارد، رشد ميانگرهي‌ ساقه‌ بسيار كاهش‌ مي‌يابد و چنين‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ برگها در مجاورت‌ سطح‌ زمين‌ به‌ يك‌ ناحيه‌ اتصال‌ دارند. برگهايي‌ كه‌ به‌ چنين‌ وضعي‌ قرار گرفته‌اند، «طوقه‌اي‌» يا «ريشه‌اي‌» ناميده‌ مي‌شوند و در مقابل‌ آنها برگهاي‌ «ساقه‌اي‌» هستند كه‌ روي‌ ساقه‌ قرار گرفته‌اند و توسط‌ ميانگره‌هايي‌ كه‌ طول‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ دارند از يكديگر جدا مي‌شوند. يك‌ گياه‌ ممكن‌ است‌ داراي‌ هر دو نوع‌ برگ‌ طوقه‌اي‌ و ساقه‌اي‌ باشد.

طرز قرار گرفتن‌ برگهاي‌ ساقه‌اي‌ در طول‌ ساقه‌ بر سه‌ نوع‌ است‌:

 الف‌) برگهاي‌ متقابل‌   ـ در تعدادي‌ از گونه‌ها نحوه‌ قرار گرفتن‌ برگها به‌ صورتي‌ است‌ كه‌ در هر گره‌ دو برگ‌ روبه‌روي‌ هم‌ قرار گرفته‌ باشند

ب‌) برگهاي‌ فراهم‌   ـ اگر در هر گره‌ بيش‌ از دو برگ‌ وجود داشته‌ باشد، اين‌ نوع‌ آرايش‌ را فراهم‌ گويند

 ج‌) برگهاي‌ متناوب‌   ـ هنگامي‌ كه‌ در هر گره‌ شاخه‌ فقط‌ يك‌ برگ‌ ديده‌ شود، آرايش‌ برگها روي‌ شاخه‌ يا ساقه‌ مارپيچي‌ است‌ و در اصطلاح‌ متناوب‌ گفته‌ مي‌شود.

ساختار دروني‌ برگ‌

 تمام‌ بافتهاي‌ برگ‌ (بشره‌، پارانشيم‌ پوستي‌، دسته‌هاي‌ آوندي‌) با بافتهاي‌ مربوطه‌ ساقه‌ ارتباط‌ مستقيم‌ دارند، بنابراين‌ برگ‌ زايده‌ جانبي‌ ساقه‌ است‌. اما برگ‌ به‌ جاي‌ تقارن‌ محوري‌، داراي‌ تقارن‌ دوطرفي‌ است‌.